روشنک بنت سینا

در اندیشه پرواز

روشنک بنت سینا

در اندیشه پرواز

روشنک بنت سینا

* اینجا انسانی قلـم می‌زند که زن خلـق شده، در ایران هبوط کرده، در بین قوم لر بزرگ شده، در حوزه علمیه خود را یافته و قرار است در پیـچ و خـم زندگی به کمـال برسد.

* یک عدد طلبه _ دانشجوی آواره در مجازآباد.

۲ مطلب با موضوع «فضـای مجـازی» ثبت شده است

بسم الله

اگر چند سال پیش برایمان تعریف می‌کردند که قرار است در آینده‌ای نه چندان دور، اطلاعات وسعی به آسانی و با سرعت بالایی منتشر بشود، حتما خیال می‌کردیم موجودات فضایی قرار است زمین را به چنگ بیاورد. اما هنوز ما انسان‌ها بر این کره خاکی حکومت می‌کنیم و با فشردن یک دکمه، یا لمس یک صفحه می‌توانیم از طریق رادیو، تلوزیون، نشریات، سینما، فیلم، فضای مجازی و… هر چه را که می‌خواهیم به گوش فردی در آن سوی مرزها برسانیم.

با وجود فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی این فرصت برای گفتگوها و تعاملات دو طرفه در عرض چند ثانیه فراهم شده به طوری که رسانه‌های اولیه را در عرصه رقابت کنار می‌زند. اصحاب فکر و اندیشه از هر مرام و مسلکی که باشند ثانیه به ثانیه این عرصه را غنیمت می‌شمارند و با طرح و برنامه‌های متنوع و جذاب از طریق یک عکس، کلیپ کوتاه، روز نوشت و…، باورهایی را به رگ سبک زندگی ما تزریق می‌کند. این عقاید و باورها آنقدر به صورت ناخواسته در زندگی ما رسوخ می‌کند که نسخه‌های اسلامی و بومی را نه تنها نمی‌بینیم که به مخالفت با آنها نیز برمی‌خیزیم. 

رهبر معظم انقلاب (مد ظله العالی) در دیداری که با علما و روحانیون کرمان داشته‌اند می‌فرمایند: «این طرف جهان یک فردی پای یک دستگاه کوچک می‌نشیند و افکار، تصورات، تخیلات، پیشنهادهای فکری و پیشنهادهای عملی را از سوی هر کس _و بلکه نا کسی_ دریافت می‌کند. امروز اینترنت و ماهواره و وسایل ارتباطی بسیار متنوعی وجود دارد و حرف آسان به همه جای دنیا می‌رسد. میدان افکار مردم و مؤمنین، در عرصه کارزار گوناگون است. امروز ما در یک میدان جنگ و کارزار حقیقی فکری قرار داریم».

تبلیغ دین، که همیشه به عنوان یکی از مهم‌ترین وظایف یک طلبه علوم دینی مطرح بوده، با ورود ابزارهای جدید ارتباطی رنگ و بوی دیگری به خود گرفته است و دیگر نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم مخاطبان پای همان منبرهای چوبی قدیم دو زانو بنشینند و چشم و گوششان به مبلغ باشد. یک مبلغ امروزی، خودش باید راه زندگی در میان مردم، راه همزیستی با آنهادر فضای جدید و شبکه‌های اجتماعی را بیاموزد و مخاطبانش را از لابلای خطوط وبلاگ‌ها و پست‌های شبکه‌های اجتماعی پیدا کند. دست آنها را بگیرد، مطالب خوبشان را لایک کند، احسنت بزند و خرده خرده سر حرف را با آنها باز کند.

 طلاب می‌توانند با انتشار یک عکس در حین سفر، یا در مهمانی‌ها (نه عکس شخصی) فرهنگ و آداب سفر، مهمانی و میزبانی را تبلیغ کنند یا مثلا یک مادر می‌تواند با نوشتن یادداشت‌هایی در مورد احساسات مادرانه و لحظات شیرین فرزندداری در مورد سبک زندگی متاهلی، اهمیت نقش مادری و… فرهنگ اسلامی را تقویت کنند.

همان کاری که غول‌های ریز و درشت رسانه‌ای شبانه روز مشغول آن هستند و ما را با انواع اطلاعات و آموزش‌های غیر مستقیم مخاطب قرار می‌دهند. شیوه‌ای معمولی و ساده در جنگ نرم و تهاجم که خواه ناخواه زندگی ما را تحت تأثیر خود قرار می‌دهد. برای ما طلبه‌ها که به خود بیاییم و نگاه جدیدی به فضای مجازی داشته باشیم همین جمله کافی است: «اگر روحانیت از این قافله عقب بماند قطعا یک خسارت بزرگ تاریخی برای او پیش خواهد آمد».


بسم الله

گوشی‌ام زنگ خورد. پیک شادی خبر داد که در دومین فراخوان بازآفرینی محتوای دینی، شایسته تقدیر شدم. دل توی دلم نبود که ۱۷ اسفند برسد، بروم یزد و در دومین همایش بازآفرینی محتوای دینی که اختتامیه این فراخوان بود شرکت کنم. به اتفاق دو دوست دیگرم یک روز زودتر رفتیم یزد. اولین باری بود که یزد را می‌دیدم. به محض ورود چشمم کوچه و خیابان را رد می‌کرد برای اینکه بادگیر و کوچه‌های آشتی کنان و بام‌های گنبدی‌اش را ببینم. ولی نبود. کجا رفته بودند یعنی؟ بماند بعد از همایش بروم یزد را برگردم و پیدایشان کنم.

صبح همایش توی سالن نشسته بودیم. قبل از شروع فرصتی پیدا شد تا با دوستان مجازی چند کلمه‌ای گپ بزنیم. البته بیشتر درد و دل بود. درد و دلی از جنس وقتی به بعضی از دوستان می‌گوییم بیایید کوثربلاگ و کوثرنت فعالیت کنید، محل نمی‌گذارند ولی موقع همایش و برتر شدن می‌گویند: «چرا به ما نگفتید». تازه انگیزه پیدا می‌کنند که آنها هم فعالیت کنند. در آخر همه می‌گفتیم «باز خدا را شکر که این همایش‌ها هست». نمی‌دانم به پر برکتی فراخوان و همایش اول که شهریور در قم برگزار شد هست یا نه؟! ببینیم و تعریف کنیم.

همان اول چند خانم آمدند و از ما که دیشب را در هتل سپری کردیم پرسیدند همه چیز رو‌به‌راه بوده یا نه؟! چیزی کم کسری نداشتیم؟! نمی‌شناختم‌شان. فکر کنم مسئول یا معاون بودند. همه چیز عالی و بر وفق مراد بود. معلوم شد یزدی‌ها خیلی مهمان نواز هستند. چون دیشب هم یک مسئول دیگر به تک تک‌مان زنگ زد و پیگیر بود. همایش شروع شد.

وقتی دکتر طائی زاده (رئیس مرکز فناوری اطلاعات حوزه علمیه خواهران) و آقای جلیلی (رئیس اداره آموزش و فرهنگسازی فضازی مجازی) آمار دادند و گفتند چقدر پیشرو هستیم و نام شبکه‌مان در عرصه‌ی بین‌الملل مطرح شده و رتبه هم آورده، کلی به حضور خودمان امیدوار شدم و افتخار کردم. به خصوص اینکه وقتی گفتند یکی از مطالبمان در یک روز، بیست هزار بازدید کننده داشته است. همچنین آماری دادند از مطالب پر بیننده که اکثرا موضوعات دینی و سبک زندگی بود و همین سفارش‌هایی که ائمه مصومین (علیه السلام) می‌کنند و ما توانسته بودیم آن‌ها را با یک ادبیات دلپذیر بنویسیم. کاش آنهایی که همیشه بهمان می‌گویند بی‌کار هستیم و فضای مجازی را چه به فعالیت کردن، اینجا بودند و می‌شنیدند. چه خوب شد که امام جمعه و رئیس سازمان صدا و سیما و چند مسئول دیگرحضور داشتند. خدا را شکر که چنین حرکتی از جانب ما طلاب است و توانسته‌ایم مرجعی برای نیاز مخاطبانمان باشیم. آن هم زمانی که خیلی‌ها به فصای مجازی به عنوان یک چالش و تهدید نگاه می‌کنند. به نظرم رسالت ما طلبه‌ها خیلی بیشتر از این‌هاست.

موعد مقرر رسید که لوح و تندیس برگزیده‌ها را بدهند. بعضی از دوستان بعد از اینکه لوح و تندیسشان را گرفتند، تازه متوجه شدند که رتبه‌های برتر بودند. مجری پشت میکرفن یکی یکی اسم‌ها را خواند؛ ولی این دوستمان متوجه نشده بود. ذوق و شوقش دیدنی بود. من هم به آرامی رفتم و لوح و تندیسم را گرفتم. همایش به پایان رسید. ولی حکایت همچنان باقی است. ناهارمان تبدیل شده بود به ناهار کاری. البته بلا تشبیه ناهار کاری سیاستمداران. همه‌ش حرف از این بود که از این به بعد باید کولاک کنیم. دو پینگ تولید محتوای فاخر شده بودیم. من که تازه دارد برایم جا می‌افتد بازآفرینی محتوای دینی یعنی چه! با همدیگر هی برای خودمان خط و مشی می‌نوشتیم و امضا می‌زدیم. از همین حالا منتظرفراخوان سوم هستیم.