روشنک بنت سینا

در اندیشه پرواز

روشنک بنت سینا

در اندیشه پرواز

روشنک بنت سینا

* اینجا انسانی قلم می‌زند که زن خلق شده، در ایران هبوط کرده، در بین قوم لر بزرگ شده و در حوزه علمیه خود را یافته و قرار است در پیچ و خم زندگی به کمال برسد.
* ارادتمند شما یک عدد طلبه و دانشجوی ارشد تاریخ و آواره در مجازآباد.
* اگر از چیزی خوشتان آمد، بدون اجازه اینور و آنور پخش و پلاش نکنید.

بسم الله

آدم‌های زیادی از این پیاده رو و زیر آن تابلو رد می‌شوند و دوست دارند بدانند داخلش چه شکلی است و ما طلبه‌ها صبح تا ظهرمان را چگونه می‌گذرانیم. فکر می‌کنند پنج سال آزگارمان را در حوزه مداحی و روضه خوانی یاد می‌گیریم یا فقط از روی قرآن می‌خوانیم. از ما زیاد پرسیدند «تو حوزه مداحی یاد می‌گیرید نه؟ الان می‌تونید خوب مداحی کنید؟» اما دریغ از یه ربع ساعت کلاس روضه و روضه‌خوان شدنمان. حوزه قواعد عربی یاد گرفتیم و احکام، تاریخ، اصول، فلسفه، منطق،  اخلاق، قرآن، تفسیر و یکی دو درس دیگر. منی که روز اول به قصد اسلام‌شناس شدن حوزه رفتم فقط توانستم به همه‌ی اینها یک ناخونک بزنم. پنج سال درس و بحث طلبگی گذشت و سال آخر و الان به حرف اساتیدی که سالِ اولِ حوزه بهمان می‌گفتند: «شما الان مثل ماهی هستید که در آب است و قدر این مکان را نمی‌داند مگر روزی که از اینجا بروید»، پی بردیم. اگر اساتید هم نمی‌گفتند از روی سایش دست پیرمرد و پیرزن‌هایی که به قصد تبرک در و دیوار حوزه را لمس می‌کردند و به صورتشان می‌کشیدند و به سمت دروازه کازرون می‌رفتند و هیچ وقت معرفتمان به پای معرفت آنها نمی‌رسد، باید دستگیرمان می‌شد که کجا آمده‌ایم و کجا هستیم! همانها که شاید در دل می‌گویند: «کاش زمان به عقب برگردد و یک بار دیگر پشت این دَر به اتفاق خانم دکتر مجلس بگیریم و دسته جمعی بر محمد آل محمد صلواتی بفرستیم».



روشنک
بسم الله
خانم دکتر سیمین‌تاج مؤیدی در سال ۱۲۹۹ به دنیا آمدند. پدرشان «حاج محمد امین» از نوادگان شیخ زین العابدین از واقفان بزرگ موقوفات فارس و نام مادرشان «عفت الشریعه» است. 
خانم مؤیدی در سال ۱۳۲۶ راهی لندن شدند تا در رشته‌ی مامایی و زنان تحصیلات خود را ادامه دهند. زمانی که در لندن بودند برای یکی از امتحانات مهم کسالت داشتند و نمی‌توانستند درس بخوانند. استاد لائیکشان که از ابتدا با اعتقادات و حجاب خانم مؤیدی مخالف بودند، عذرشان را نمی‌پذیرند. خانم دکتر در بلادی که همه مسیحی هستند به حضرت عیسی (ع) متوسل می‌شوند و می‌گویند: «اینها شما را قبول دارند و من هم به شما متوسل می‌شوم». شب خواب می‌بینند که حلقه‌ای از جلوی چشمانش رد می‌شود و حرف «s» (که آناتومی لگن و جنین است)وسط حلقه نوشته شده است. سر فصل‌هایی که با «s» شروع می‌شود را می‌خوانند و درسشان را با نمره‌ی خوبی پاس می‌شوند.
سال ۱۳۲۹ تحصیلاتشان تمام می‌شود و به ایران باز می‌گردند و به طبابت مشغول می‌شوند. یکی از اقوام‌مان برای مداوا به ایشان مراجعه کرده بود. خانم دکتر بهشان گفته بود: «به جای پول ویزیت برایم کتاب بیاورید».
سال ۱۳۴۴ با توجه به اوضاع داخلی ایران و نگرانی خانواده‌های مذهبی برای تحصیلات فرزندانشان در مدارسی که مقید به حجاب و دیانت نبودند، مکانی را به قیمت دویست هزار تومان خریداری و دبستان و دبیرستان «مکتب الزهرا» را تأسیس می‌کنند. از آن روز به بعد مکتب الزهرا مدرسه‌ای اسلامی و مکانی برای برگزاری‌های مراسم دینی و مذهبی می‌شود. بعد از انقلاب در سال ۱۳۶۲ دبیرستان و دبستان مکتب الزهرا، تبدیل می‌شود به حوزه علمیه مکتب الزهرا (س). ایشان در طول زندگی با برکتشان ثروت، تحصیلات عالیه و عمر خودشان را در راه اسلام و نشر معارف اسلامی انفاق کردند. همیشه می‌گفتند: «سعی کنید با خدا معامله کنید» و خود به این گفته‌شان عمل کردند و سود فراوان بردند. خانم دکتر در سال ۱۳۹۰، در نود و یک سالگی به لقاءالله پیوستند. روحشان شاد و یادشان گرامی.

سایر موقوفات خانم دکتر مؤیدی: دبیرستان معارف مکتب الزینب واقع در خیابان منوچهری، مکان دفتر آیت‌الله مکارم شیرازی واقع در خیابان قاآنی و یک خانه‌‌ی دیگر که نام خیابانش یادم نیست.


روشنک